دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

28

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سهم و نقش تيموريان را در ايران كاهش داده بود . عثمانيان در غرب و ازبكان در شرق هم چندان قدرتى در اين ايام نداشتند تا در امور داخلى ايران دخالت كنند . در قاهره ، يعنى جايىكه حكومت مقتدر سلطان قايت‌باى در سال 901 / 1496 خاتمه يافت ، بحرانى عظيم درگرفته بود و نتيجهء آن نيز دست‌بدست گشتن حكومت و روىكارآمدن حكام متوالى بود . در خود ايران صرفنظر از بعضى سلسله‌هاى محلى ، خلاء سياسى حاكم بود . اسماعيل از زمان مرگ برادرش سلطانعلى در سال 899 / 1494 به شيخوخت طريقت اردبيل رسيده بود . دانسته نيست كه وى به چسان تحت تعليمات صوفيانه قرارگرفته تا از آن پس ، آن را به نوصوفيان منتقل كند ، البته اين امر غيرمحتمل مىنمايد « 1 » . تصوف او ظاهرا شامل عقايد تندروانه شيعى بود كه در اشعار او متجلى شده است . اسماعيل پس از ترك لاهيجان مستقيما راهى اردبيل ، كانون طريقت صفوى شد . البته اين انتخاب وى مشمول دلايل عاطفى نيز مىشد و احتمالا با اين اميد صورت‌گرفته كه هواداران عقيدت‌گزين جانسپار طريقت را دور خود جمع كند چون به وجود آنها نيازمند بود . البته اين انتظار وى چندان برآورده نشد و دليل آشكار آن هم ظاهرا تسلط حاكم محلى ، منصوب آق‌قويونلوها ، بود كه اعضاى طريقت را از پيوستن به اسماعيل بازداشت و اسماعيل باوجود اين حاكم ماندن در اردبيل را روا نديد . او درحاليكه معلوم نبود در آينده چه تصميمى دراين‌مورد خواهد گرفت نيروهاى خويش را به غزاى كافران گرجى سوق داد . روح مهدىگونه‌اى كه اسماعيل را الهام مىبخشيد ريشه در حالات مذهبى مردم داشت . چنين مىنمود كه در اين ايام برخى را انتظار رستاخيزى بود . ناامنى حاصل از جنگ ، درهم‌ريختگى ، قطاع الطريق ، مصائب و بلايا ، طاعون و قحطى موجبات نوعى انتظار مذهبى را براى ظهور مهدى قوت بخشيده بود تا با ظهور خويش عرض اكبر را اعلام كند . اعتقادى كه علاوه بر شيعيان ، ديگران نيز تحت‌تأثير آن بودند . شواهدى مبنى بر ارتباط اسماعيل جوان و مهدى اعلام مىشد ، افرادى بودند كه در وجود او ، امام موعود و يا دست‌كم نايب امام را مىديدند . نمونه‌اى از اين اعتقاد صحنه‌اى بود كه در موقع ورود به اردوى تابستانى ( ييلاق ) قبيله تركمان استاجلو رخ داد . هنگامىكه خبر ورود او رسيد ، كل افراد قبيله به سركردگى ريش‌سفيدان دست‌افشان و سرودخوانان به استقبال او شتافتند و طورى او را وارد قبيله كردند كه انگار قرنها قبل انصار پيامبر به هنگام هجرت آن حضرت از مكه و ورودش به مدينه به پيشوازش رفته بودند . در داستانهاى

--> ( 1 ) - اينكه شيوخ اردبيل تا زمان جنيد آداب و سلوك صوفيانه را به‌جاى آوردند از تأثير آنها در ساير طرائق صوفيانه معلوم مىشود : نگاه كنيد به كيسلينگ " Bajramijje " , " Aus der Geschichte